460

متاسفم اگه سال دیگه با هم نبودیم.

459

نباید منتظر تشویق و جایزه از طرف خونوادم یا هر کسی باشم!

+ همین طور نباید همش دنبال توجه تو باشم!! نباید...نباید...

من چم شده؟! اون یه ادمه با هرکس که بخواد دوست میشه و به هرکس بخواد مهربونی میکنه پس نباید..نباید انقدر حسود باشی!!

458

سه شنبه ساعت عربی بیکار بودیم برای همین با بچه ها رفتیم والیبال بازی کردیم.

موقعی که مطهره توپ رو با ساعد زد بالا می خواستم امتحان کنم میتونم اسپک بزنم یا نه ، بخاطر اینکه توپ زیادی پایین اومده بود وقتی بهش ضربه زدم شستم آسیب دید!!

اون روز برای انگشتم زیادی ناراحت نبودم بیشتر برای این ناراحت بودم که بچه ها دیگه بخاطر من نمیتونن ساعتی که ورزش نداریم توپ رو بردارن.

جوری که همه نگرانم بودن باعث شد خوشحال بشم از اینکه همچین ادمایی کنارم هستن :]

روز بعدش برای آمادگی ما رو بردن سپاه و قبل رفتن دستم درد میکرد اما دبیرمون گفت باید بیای!! بخاطر درد تو سالن مدرسه تکیه داده به دیوار نشسته بودم که نرگس و نسترن و بچه شهری اومدن پیشم ، نرگس و نسترن اصرار کردن که بیا بریم بیمارستان! گفتم نه زود خوب میشه، دردش یدفعه میاد و میره!! آخرشم نرگس بهم یه مسکن داد خوردم و رفتیم.

- دبیرمون گفت حتی اگه سپاه نپوشیدن چادر رو لحاظ نکنه خودم لحاظ میکنم!!

حالا جالب اینجا بود که وقتی رفتیم اونجا متوجه شدم که یه برگه حضور و غیاب هست که باید دانش آموزا یه سری اطلاعات رو پر کنن!! و میتونستم نرم و بچه شهری مثل سری قبل که بخاطر سرماخوردگی نرفته بودم برام اون اطلاعات رو پر کنه.

+ حرفای طرف اونجا زیادی رو مخ بود. حرفای تکراری.

++ بعد از تعطیلی مدرسه با آقای میری معاون مدرسه و بابا رفتیم پیش آقای ص ، بعد مشخص شد که شستم در رفته. همونجا آقای ص یکم ماساژ داد و بعد کشید!! تمام.

یکم درد داشت.

- بچه شهری تو این سه روز خیلی کمکم کرد :]

457

۲۲ بهمن ۱۴۰۳ منتظرتم برگردی خرس کوچولو :))✨

456


<:!EXO MY HOME
+ کای هفته دیگه میره سربازی... [ تو لایوش گریه گریه می کرد...]

455

بازه زمانی درس خوندنم بین ۳ تا ۶ ساعته و گاهی اوقات هم از ۳ ساعت میاد پایین- نمیدونم چرا دیگه ۶ ساعت کامل نمیشه!!

++ این هفته بخاطر والیبال دوتا از انگشتام درد میکنه! ولی اخرشم تا چهارشنبه قید والیبال رو نزدم و هر بار که بچه ها خواستن والیبال بازی کنن باهاشون رفتم!! [چارلی: احمق!!]

- امیدوارم خوب بشه.

454

نمیدونم همه پدرها فقط نقش یک حمایت کننده مالی رو دارن یا فقط پدر من این نقش رو قسم خورده تا اخرین لحظات زندگیش هم که شده حفظ کنه!!