425
بچه های خوابگاه بهم میگن شبیه پسرایی مخصوصا با اون پیرهنت! :))
+ یه عدد کلاه سیاه تو خوابگاه سرم میکنم و با پیراهن آبیم وقتی خودمو تو آینه نگاه میکنم یاد پارک سئو هام تو سریال semantic error میفتم :)) [ این سریال اولین رتبه سریال بی ال موردعلاقم رو داره بعدش your name engraved herein و بعد you make me dance :]
_8v0c.png)
_dg6n.png)
+ :))))))) بچه شهری بهم میگه با این کلاه منو یاد جاستین بیبر میندازی و من تعجب میکنم و میخندم!
+ امروز زنگ اخر بیکار بودیم برای همین بچه ها گفتن بیاین بریم با بچه های دهم انسانی مسابفه والیبال بدیم من که نرفتم چون تعداد توی زمین زیاد بود و باید عین یه مجسمه یه گوشه وایمیسادم.
برای همین با چند تا از بچه ها یه توپ دیگه رو برداشتیم و خودمون والیبال بازی کردیم اون اخرا هم تنهایی با بچه شهری بازی کردم،توپش انقدر سفت بود! موقع ساعد زدن دستام قرمز میشد و سوز میکشید! دیگه اخرش برای همین دست از بازی کشیدیم و رفتیم تو خوابگاه.
+ فردا عروسی مهلاعه و هیچ شوقی ندارم. حتی برام مهم نیست که رنگ لباسامون با بقیه بچه ها هماهنگ باشه یا نه! ولی بچه شهری میگه بیا بپرسیم شاید خواستن همه مثل هم باشن اما من میگم هر کی هر چی دوست داره بپوشه با هر رنگی!
_ عاشق لباس های عجق وجقم اون لباسایی که با هم هیچ هماهنگی ای ندارن :))))